فرعون کیــــــــــست؟
درقران ٧۴مرتبه نام فرعون و١٣١مرتبه نام موسىٰ علیه السلام آمده است، ازنام هیچ کافرووهیچ پیامبرى بااین کثرت درقرآن کریم ذکرنیامده است، دلیل این ترکیزبردونام مذکورچیست؟ چراداستان فرعون علیه اللعنه وموسىٰ علیه السلام این همه شروح وتفصیل درقرآن امده است؟ آیافرعون یک نام است یا یک نماد؟ آیاشخص است ویانشانه یک نهاد؟ آیادرًرآن بعنوان شخص وسرگذشتش به بررسی گرفته شده ویابه حیث سمبول یک نظام ؟ آیابدلیل شدت درگیرى یهودبااسلام ودشمن شان بامسلمانان براین داستان ترکیزشده است ویادلائل دیگرى دارد؟
اگرکمى دقت کنم به آسانى می یابیم که اساَس داستان مبارزه موسىٰ علیه السلام برضدفرعون دستگاه استبدادى اش عنوان نمونه تاریخى مبارزه حق باباطل آمده است که فرعون درآن ازهمۀ مستبدین ومستکبرین تاریخ نمائندگى میکندوموسىٰ علیه السلام نقش همۀ پیام آوران عدل وازادى رابه نمائش میگذارد.
پیامبرعلیه السلام مى فرماید:
هردورى فرعونى ودربرابرش موسىٰ اى، فرعون امت من ابوجهل است .
شمااگربخواهیدبه مشخصات نظام استبدادى ازدیدگاه قرآن عمیقاَ پى ببریدبایدداستان فرعون رادرقرآن دقیقاَ به مطالعۀ بگیریدواگرخواسته باشیدمواصفات زمامداران ستمگر ومستبد رابازشناسید ودر روشنائی کنیدباید درائنه سیماکه قران ازفرعون ودستگاه فرعونى ترسیم میکندبه شناسائى آ ن بروید.
چهرۀ اى راکه قرآن حکیم ازیک نظام استبدادى در داستان فرعون ترسیم مى کند داراى این ابعاد است:
الف _ نظام طبقاتى
دراین نظام مردم به دسته هاى گوناگون ، باحقوق وامتیازات متفاوت تقسیم شده، دستگاه حاکم پاسدار نظام طبقاتى بوده حامى طبقه باﻻئى وسرکوبگر طبقه پائینى میباشد:
(١) _ صنادید واشراف وسرمایه داران قوم فرعون که قرآن انرا(مـــــــﻻء ) یعنى دربارى هامى خواند.
(٢) _ مامورین ارشد دستگاه حاکم ومشاورین فرعون که هامان سمبول آنان در این داستان است .
(٣) _ ارتشیان درخدمت نظام که قرآن آنانرا جنود واوتاد فرعون مى خواند .
(٤) _ سحره که شامل پیشوایان مذهبى مقرب دربار پوده مردم رااغوا واستخفاف نموده به اطاعت ازنظام مى کشانند.
(٥) _ مستعفیفین که اکثریت محروم جامعه راتشکیل داده، نظام حاکم آنانرابه بىچارگى کشانده وموجبات ضعف وذلت وزبونى آنانرافراهم ساخته، به کارهاى شاقه گمارده شده وقربانى رفاه طبقه حاکم مى شوند.
(ب) _ خودبزرگى بینى
زمامداران این نظام خودرا ازلحاظ نسب وحیثیت اجتماعى برتر وشریف تر از همه ومالک بلامنازع همۀ ثروتها وسرمایه هاى جامعه مى شمارند، هرتصرفى را درمال وجان مردم براى خودجائز مى پندارد.
قان درباره این دوخصیصه این نظام چنین مى فرماید:
إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِی الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِیَعًا یَسْتَضْعِفُ طَائِفَهً مِنْهُمْ یُذَبِّحُ أَبْنَاءَهُمْ وَیَسْتَحْیِی نِسَاءَهُمْ إِنَّهُ کَانَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ
(٤) القصص.
یقیناَ که فرعون در ومین برترى جست واهالى اش رابه دسته ها تقسیم کرد، عده اى رابه زبونى مى گرفت، فرزندان شان رذبح مى کرد ودوختران شان راازنده گذاشت، بدون شک که او(یکى) ازتبهکاران بود.
این آیه ازیک طرف ، اعمال تبعىض میان مردم وتقسیم بندى آنان به طبقات گوناگون اجتماعى وعدم مراعات عدل وبرابرى میان انسانها را ازمشخصات نظام استبدادى مى شمارد، ازسوى دیگرى تحدید نسل استضعاف وزبونى محرومان جامعه را از لوازم این نظام مى خواند.
عده ازمفسیرین ذبح فرزاندان بنى اسرئل راچنین تفسیر کرده اند که گویافرعون در رؤیایش دیده بود که طفلى دربنى اسىائل بدنیامى ائد که تخت وتاج اورابه زمین مى کوبد، معبرین رؤیا به اومشوره دادند که به کشتار فرزندان بنى اسرائل بپردازد واوچنین دستورى صادر کرد وهزران طفل را سربریدند، ولى این ایه به صراحت توضیح که انگیزه فرعون ازاقدام به ذبح فرزندان بنى اسرائل چیزى دیگرى جز استضعاف وزبونى این قوم جلوگیرى ازکثرت وقوت شان نبوده کثرت نفوس قوم مستضعف ومحروم ومحکوم به حدى بالا رود که احساس نیرومندى زقوت نموده به عصیان وبغاوت پپردازند.
برنامه اى که فرعون براى جلوگرى ازاین خطر روى دست گرفت، شامل ذبح فرزندان بنى اسرائل بود.
طبیعتاَدرجامعه که اقتدار وسرمایه وثروت دراختیار عدۀ محدودى قرارمیگیرد وبراکثریت جامعۀ، محرومیت ازضرورى ترین نیازهاتحمیل مى شود وبه کارهاى شاقه وتلاش هاى کمرشکن غرض تامین رفاه وآسائش طبقه حاکم وادارمیشود، ترس وبیم ازبغاوت هاوعصیانها درچنین جامعه اى امرطبعى بوده اگرمفکران حامى چنین نظامى، براى جلوگرى ازعصیان ها وقیام ها، برنامه تحدیدنسل راسفارش دهندوبه مردم وانمودکنند که ریشه مشکلات گوناگزن جامعه رابایددید در ازدیاوکثرت روز افزون نفوس جستجوکردند نه دراعمال ستم وبى عدالتى وحق تلفى ها ازسوى نظام حاکم ومناسبات ظالمانه اقتصادى درجامعه، وبگویند که راه حل این مشکل را نیز نباید درنظام جاکم وتجدیدنظردرساختارسیاسی واقتصادى جامعه پى گرفت بلکه باید با ماهش نفوس وتوازن میان تولیدومصرف ازظریق تحدیدنسل به معالجه این مشکل رفت، درواقع راى ونظراقامه کرده که تقاضاى طبعى چنین نظامیست .
اگرهامان بیش ازبیست قرن پیش ، به فرعون مشوره داد که بقاى نظام وجلوگیرى ازعصیان هاوقیام ها را باذبح فرزندان بنى اسرائل کند، امروزدرقرن ما ونظام طبقاتى حاکم برجامع انسانى امروز، اقفصاددانان مدافع این نظام ومفکران رشد یافته دردامن الوده این نظام ، همان مشوره را تکرارمیکندوهمان کارراسفارش میدهند، ولى باوسائل مدرن وپیشرفته سقط جنین، قرصهاى ضدحاملگى ، یعنى ذبح پسران باکاردنامرئی وبدون آنکه حلقوم ها بریده شود واثارزخم درگلوگاه فرزندان مظلومان مشاهده شودوبى جهت عاطفه مدافعان عدالت وبربرى رابرانگیزد.
واگربه مبلغان این برنامه گفته شودکه قرآن ، درباره انگیزه قتل وذبح فرزندان وتحدیدنسل مى فرماید.
وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَکُمْ خَشْیَهَ إِمْلَاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِیَّاکُمْ إِنَّ قَتْلَهُمْ کَانَ خِطْئًا کَبِیرًا(۳۱)الاسراء
وپسران تانرا بنبرترس ازگرسنگى مکشید، مابه انان وشماروزى میدهم ، بدون شک کشتن آنان خطاوگناه بزرگیست.
این قضاوت براى انان قابل فهم نیست ، نمیتوانندباورکنندکه وسائل وامکانات رزق وروزى درومین به حدکافى وبه تناسب پیدائش انسانهاست ، مشکل فقر وگرسنگى بنابرقلب این وسائل نه بلکه بنابرتوزیع غیرعادلانه این وسائل وتصرف ظالمانه انسان درآن بوجود مى اید.
براستى اگرموجودغیرازانسان کره دیگرى برزمین بیایدوناگاه پشنودکه دراین جازمامداران این کره خاکى به زیردستان خود میگویند:
نسل خروس ، خوک، مرغ وماهى را افزائش دهید ولى ازافزائش نسل خودتان جلوگیرى کنید شائدبرحماقت ان قسم انسانها اشک بریزدوازعملکردبى رحمانه اش در خودش دست حیرت بگزد.
امروزکه بیست در صد وسائل تولید وثروتهاى ومین دراختیار بیست درصد نخبگان وبرگزیدگان بوده وهشتاد درباقیماندۀ ساکنان محروم زمین وادار شده اند تابر%٢٠ بایماندۀ امکانات زمین اکتفا کنند وبه آنان گفته مى شود که نگوارید تعدادتان به حدبالابرود که این مقدار%٢٠ مواد برایتان اکفایت نکندومشکلات اقتصادی دنیا وبه تبعیت ازآن بحران هاى عمیق سیاسى راباعث شوید، نبای به فکرمطالبه حق از نخبگان مسلط بر هستى زمین برآمده از آنان بخواهید که درآب وخاک وزمین افریده شده وملک مشترک همه است ولى %٨٠ آنراشما زومندان تصرف کرده ایدباید مامستضعفان رانیز در آن شریک کنید ودیگر نمى گزاریم که ما ازگرسنگى بمیریم وبنابرترس ازگرسنگى نسل ماکشته شود شماازاسراف وپرخورى مستى وعربده کنىد.
بیشتر ازنیازمندى هاى تعدادموجودساکن برانرا دارد باازدیادنفوس ، منابع جدید کشف مى شود وسطح تولید بالا میرود، انسانها تا هنوزقسمت محدودزمین را ابادکرده وازان براى تولیدموادخوراکى وازفیصدى کم آب براى مقاصدزراعتى اسفاده میکنند، مشکلات انسانها ازناحیه قلت وسائل زامکانات موجوددرزمین نبوده اساَ ازناحیه تسلط نظام فرعونى برزمین رنج مى برند.
همین اکنون مصرف سالانه سگ وپشک خانگى درچندکشورغربى تسلط نظام فرعونى برزمین رنج می برندهمین اکنون مصرف سالانه سگ وپشک نانگى درچندکشور غربى معادل بیست ملیارد دالر است که این مقدار برای مصارف سالانه ړوصدملیون انسان محروم در افریقا، آسیا وامریکالاتین کفایت مى کند.
اگرمصارف شراب وسگریت ، نوشابه ها، وچاکلیت ها، بستنى هاوسائر اشیاى اضافى رابرآن بیفزائم بدون شک براى همۀ محرومان دنیا کفایت مى کند.
قران در رابطه باتصرف همۀ سرمایه ها وثروت ها وآب وزمین مصر فرعونى مى فرماید:
وَنَادَى فِرْعَوْنُ فِی قَوْمِهِ قَالَ یَا قَوْمِ أَلَیْسَ لِی مُلْکُ مِصْرَ وَهَذِهِ الْأَنْهَارُ تَجْرِی مِنْ تَحْتِی أَفَلَا تُبْصِرُونَ(۵۱) الزخرف،
وفرعون میان قومش فریادکشیده گفت : اى قومم! ایا اختیارمصرواین همه نهرهاى که در(زمین ) تحت (تسلط) من جاریست ازآن من نیست مگرنمى بینىد.
اوخودرامالک بلامنازع سرزمین مصرونهرهایش می شمارد. ازدیدگاه قرآن ، هر زمامدارى که ثروتهاى کشورش را امانت وجامعه ومتعلق به همه نشمرده وتصرف دلخواه دراین امانتهارابراى خودجائزبشمارددرواقع فرعون سرزمین خودش است .
(ج) _ تمرکزسرمایه ها دردست عده محدود
تمرکزسرمایه ها دردست عده محدودازخصوصیات دیگرنظام فرعونیست ، قرآن در رابطه با سرمایه هاى یکى ازحواریون فرعون ومقربین دربارش بنام قارون که فردى اوقوم بنى اسرائل بودوبه به فرعون پیوست وبرقوم خودستم کرد ودرزمره مقربین دربارقرارگرفت ومالک چنان ثروت وسرمایه شدکه حمل کلیدگنج اوبرتجمعى ازافرادتنومندگرانى می کرد، چنین مى فرماید:
إِنَّ قَارُونَ کَانَ مِنْ قَوْمِ مُوسَى فَبَغَى عَلَیْهِمْ وَآَتَیْنَاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مَا إِنَّ مَفَاتِحَهُ لَتَنُوءُ بِالْعُصْبَهِ أُولِی الْقُوَّهِالقصص : ٧٦
قارون که ازقوم موسى بود وبرآنان ستم کرد وگنج هاى به وداده بودیم اورا از گنجها آنقدرکه کلیدهاى او گرانى میکرد بجماعۀ صاحبان قوت ....
قرآن یکى ازاهداف عمدۀ نظام عادلانه اقتصادى را جلوگیرى ازدست بدست شدن سرمایه میان اغنیامى شمارد ومى فرماید :
کَیْ لَا یَکُونَ دُولَهً بَیْنَ الْأَغْنِیَاءِ مِنْکُمْالحشر:٧
تامیان اغنیا دست بدست نشود .
درهرنظامى که عده اى ازطریق تقرب وتوصل به دستگاه حاکم ، صاحب سرمایه هاوثروت هاى باد آورده شوندوعده محدودى برامکانات جامعه قابض گردیده سرمایه میان اغنیادست بدست شود، ازنظرقرآن نظام فرعونىست .
فرعون کسیست که پس ازرسیدن به زمامدارى بجاى آنکه خودراخادم مردم بشمارد، برعکس آقا وبادارى مردم شود وانانرابرده وبنده خودشمرده نسبت به مردم احساس برترى کند، آنانراحقیروذلیل سشازد، ازهمه بخواهداوراستائش نموده ودربرابرش کرنش کنند، ازفرامینش اطاعت نمایندوحرف اورااخرین خرف بشمارند، درزنگى اورا مطاع واله بگیرندوپس ازمرگش دربربرمجسمه ومقبرۀ اوانحناءکنند، هرکه بامردم چنین معامله کندفرعون است.
قران اخطارفرعون باموسى علیه السلام نقل نموده مى فرماید:
قَالَ لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلَهًا غَیْرِی لَأَجْعَلَنَّکَ مِنَ الْمَسْجُونِینَ (٢٩) : الشعراء
اگرالهى جزازمرا(عبادت) گرفتى حتماًدرزمرۀ (سائر) زندانیان (زندانى ات) کنم.
چزن موسى علیه السلام گفت بااو:
بنى اسرئل راازادبسازازشکنجه وتعذیب انان دست فروبند،گفت، مگرتودست پرورده مانیستى ؟ موسىٰ علیه السلام درجوبش گفت:
این نعمت رابراى ان برمن منت مى گذارى که بنى اسرائیل رابه بردگى وبندگى کشانده اى .
وَتِلْکَ نِعْمَهٌ تَمُنُّهَا عَلَیَّ أَنْ عَبَّدْتَ بَنِی إِسْرَائِیلَ(٢٢) : الشعراء
این نعمتى که برمن منت میگزارى براى ان است که بنى اسرائیل رابه بندگى کشاده اى .
(د) استخفاف قوم براى اطاعت ازومامدارا
هرنظامیکه زمامدارش با این منظوربه استخفاف وتحمیق مردم متوسل شودکه ازاواطاعت کنند، نظام فرعونیست، قرآن درباره تبلیغات دروغین برعلیه موسىٰ علیه السلام وتحمیق مردم غرض اطاعت ازاومى فرماید:
فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ إِنَّهُمْ کَانُوا قَوْمًا فَاسِقِینَ(٥٤):الزخرف
پس قومش راتحمیق کردکه درنتیجه ازاواطاعت کردند، چون فاسق بودند.
چون قوم فاسق بود تحت تاثیر خدعه فرعون رفت وبه اطاعت وپیروى ازاوپرداختتند.
(هـ) _ اعمارقصرهابراى نمائش قدرت
قران اعمارقصرهاى کاخ هابراى نمائش قدرت وجاه وجلالش را نشانه دیگرى نظام فرعونى مى خواندآنجاکه مى فرماید:
وَقَالَ فِرْعَوْنُ یَا أَیُّهَا الْمَلَأُ مَا عَلِمْتُ لَکُمْ مِنْ إِلَهٍ غَیْرِی فَأَوْقِدْ لِی یَا هَامَانُ عَلَى الطِّینِ فَاجْعَلْ لِی صَرْحًا لَعَلِّی أَطَّلِعُ إِلَى إِلَهِ مُوسَى وَإِنِّی لَأَظُنُّهُ مِنَ الْکَاذِبِینَ (٣٨) وَاسْتَکْبَرَ هُوَ وَجُنُودُهُ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ إِلَیْنَا لَا یُرْجَعُونَ (٣٩) فَأَخَذْنَاهُ وَجُنُودَهُ فَنَبَذْنَاهُمْ فِی الْیَمِّ فَانْظُرْ کَیْفَ کَانَ عَاقِبَهُ الظَّالِمِینَ (٤٠): القصص
آیابرهربلنداى نشانه (وبینائى) مى سازیدعبث وبى هوده وساختمانهاى (بکار) گرفته ایدکه گویاجاویدخوهیدماند؟ ودستبردتان ستمگرانه است.
چه مصارف کمرشکنى برقصرهاى مجلل وپرشگوه زمامداران درکشورهاى صورت میگیردکه اکثریت مردمان آن ازفقروگرسنگى جان میدهد، انسان زمانى به ماهیت این نظام هاوکنه تبصره هاى قرآنى درموردقصرهاى افسانوى زمامداران آن آن پى مى بردکه این کاخ هاى مجلل راباکوخ هاى محقراکثریت رعایاى شان مقائسه کند.